شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )
196
نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )
جود خود را به مستحقين به مقدار طاقت . پس كسى كه تجاوز كند ازين اندازه او مفرطست ، و از حد سخا بيرون مىرود ، و به حد تبذير مىرسد . 13 ، 43 - و گفت كه : حكمت دانى سر همه تدبيرهاست و اسلحهء نفسها و آئينه عقلها ، و به حكمت خوار مىشود مكروهات و عزيز مىگردد محبوبات « 45 » ، چه نيكوست راى كسى كه تحقيق طلب آن كند . 13 ، 44 - و گفت : طلب كنيد توانگرى كه فانى نگردد ، و زندگى را كه تغيير نيابد ، و ملكى كه زايل نشود ، و بقائى كه مضمحل نگردد . 13 ، 45 - و گفت : به صلاح آر نفس خود را از براى نفس خود ، تا مردمان پيرو تو شوند ، بر مردمان رحيم و مهربان باش و نباشد رحمت و مهربانى تو فساد كسى كه مستحق عقوبت است ، و به صلاح مىآورد او را ادب . نفس خود را نيكو ساز خود را به عملها آوردن آداب « 46 » و سنتها ، زيرا كه دروست نهايت تقوى و پرهيزكارى . 13 ، 46 - اسكندر را پسرى فوت شد ، ارسطو در آمد و گفت : ترس از چيزى كه رد ندارد صفت كسى است كه عقل ندارد . 13 ، 47 - اسكندر در وقت مرگ گفت كه خانهاى از براى من ترتيب دهند هشت گوشه ، و بنويسند بر ضلعى كلمهاى ازين كلمات : عالم بستان است ، و ساحت و وسعت آن دولت است ، و دولت سلطانست ، و ممد و مددكار او شريعت است ، شريعت سياست و نگهبان ملك است ، و ملك دعوتكنندهايست كه يارى مىدهد او را لشكر ، و لشكر مددكار اويند كه محافظت ايشان مىكند مال ، و مال ارزاقى است « 47 » كه جمع مىسازد آن را رعيت ، و رعيت بندهايست كه او را مىپرستد عدل ، و عدل آن چيزيست كه قيام و ايستادن [ 56 - ب ]
--> ( 45 ) - د : و عزيز مىگرداند محبوبات را . ( 46 ) - د : ادب خود را نيكو ساز نفس خود را به عمل آوردن آداب . ( 47 ) - اساس و د : اوراقيست .